منوی اصلی سایت

فیلم تئاتر کله پوکها (1395)

فیلم تئاتر ایرانی، کمدی | 2:04:14
رتبه:
10/10
10
shakhes1-kale pokha copy

خلاصه نمایش :

فیلم تئاتر کله پوکها :نمایش “کله‌پوک‌‌ها” یکی از آثار شاخص نیل سایمون، نویسنده معاصر آمریکایی در حوزه طنز اجتماعی است که برای نخستین بار در دهه ۷۰ منتشر شد.ماجراهای این نمایشنامه در روستایی دور افتاده در کشور اوکراین به نام «کولینچیکف» می‌گذرد: «در سال ۱۸۹۰ میلادی، لئون تولچینسکی، معلّم ۳۰ ساله به این دهکده وارد می‌شود و در می‌یابد که اهالی دچار نفرینی شده و کارهای خلاف عقل و وارونه انجام می‌دهند یا به عبارتی کله‌پوک شده‌اند.

اکران آنلاین فیلم تئاتر های ایرانی و خارجی

۰/۵ (۰ نظر)

تیزر و گالری تئاتر :

تریلر
x
shakhes1-kale pokha copy

تیزر نمایش کله پوکها

فیلم تئاتر ایرانی، کمدی

بررسی ( 1 )

  • کاربر ۱۳ / ۰۳ / ۱۳۹۹

    عالی

    • کاربر ۱۳ / ۰۳ / ۱۳۹۹

      بیشک یکی از اتفاقات بینظیر درشروع سال ۹۵ بود تماشای این هنرنمایی

      ۱۰ / ۱۰
    • آرزو صراف رضائی ۲۰ / ۰۳ / ۱۳۹۹

      سلام و ارادت.
      من آرزو صراف رضائی نماینده گروه هستم و نظراتی را که بیرون از این فضا به دستم می رسد براتون به اشتراک می گذارم.
      از دیدن نمایش خوب کله پوک ها با آن همه انرژی و مهربانی بسیار لذت بردم.
      ما همه یک کله پوک در وجودمان داریم. مهم آن است که بخواهیم خودمان را از کله پوکی نجات دهیم.
      اما عده ای هستند که برای بدست آوردن موقعیت های اجتماعی و….. خودشان را به کله پوکی می زنند که باید بیشتر مراقب این گونه ازافراد در جامعه بود.
      کاش برای سالن محراب تدبیری اندیشیده شود تا
      هنرمندان که با انگیزه و انرژی فراوان در آن سالن اجرا می روند، هدر نرود.
      دیدن نمایش زیبای کله پوک هارو از دست ندهید.
      با سپاس
      پردیس افکاری

      • آرزو صراف رضائی ۲۰ / ۰۳ / ۱۳۹۹

        سلام و ارادت.
        من آرزو صراف رضائی نماینده گروه هستم و نظراتی را که بیرون از این فضا به دستم می رسد براتون به اشتراک می گذارم. ممنون که می خونید.

        نقد اقای عباس رافعی بر نمایش
        یک گروه صمیمی و حرفه ای که هر شب از شهرستان به تهران می ایند و آینه ای در مقابل ما می گذارند تا به اصلاح خود بکوشیم چه بسا تعدادی از تماشاگران تهرانی ساکن روستای خیالی و مثالی نمایش باشند و با اکسیر عشق خود را از بند نفرین های برهانند پیشنهاد میکنم نمایش کله پوک ها را ببینید تا در یابید که میتوان پیچیده ترین مفاهیم را با زبانی طنز و لحنی مفرح بیان کرد افسوس که تماشاگران در پی نام های آشنا هستند . پیشنهاد میکنم به کله پوکها اعتماد کنید و ساعتی در عالم کله پوک ها سیر کنید.

        • آرزو صراف رضائی ۲۰ / ۰۳ / ۱۳۹۹

          سلام و ارادت.
          من آرزو صراف رضائی نماینده گروه هستم و نظراتی را که بیرون از این فضا به دستم می رسد براتون به اشتراک می گذارم. ممنون که می خونید.

          هومن جان دست مریزاد… با دیدن نمایش زیبای تو یاد نمایش من! افتادم.
          “من” فرهاد تجویدی که در همین سالن اجرا شد.. ذهنیت ها و کار های دو گروه را به همدیگر بسیار نزدیک حس کردم… من، در محراب اجرای بسیار موفقی داشت و جا افتاد… وبی تردید
          محراب با نمایش تو بار دیگر روی تماشاگر را به خود خواهد دید.
          حمید یعقوبیان

          • آرزو صراف رضائی ۲۰ / ۰۳ / ۱۳۹۹

            سلام و ارادت.
            من آرزو صراف رضائی نماینده گروه هستم و نظراتی را که بیرون از این فضا به دستم می رسد براتون به اشتراک می گذارم. ممنون که می خونید.

            هومن جان عزیز درود وخسته نباشید به تو
            و گروه پر شور و هیجانت.
            کار پر مشقتی کردی. میدانم. من که از نمایش لذت بردم.
            ناهید مسلمی

            • آرزو صراف رضائی ۲۰ / ۰۳ / ۱۳۹۹

              سلام و ارادت.
              من آرزو صراف رضائی نماینده گروه هستم و نظراتی را که بیرون از این فضا به دستم می رسد براتون به اشتراک می گذارم. ممنون که می خونید.

              درود بر تو هومن عزیز با این نمایش پر انرژی ات. اجرای باطراوتی بود اگرچه بعضی جاها ولگاریسم صحنه ای بر طنز غالب میشد. یعنی به سیم اخر میزدی و کار را به جاهای باریک میکشاندی. ولی در مجموع اجرای پر شور و جذابی بود با همان تکنیک مورد علاقه سایمون یعنی کمدی موقعیت و تقابل فرد دانا در برابر جامعه نادان …دو سه قطعه موزیکی که در کار تنظیم شده بود به یادماندنی هستند و اجرای سوپرانوی دخترها هم قابل تحسین بود.همینطور بازی دکتر و معلم پخته تر از بقیه بنظر میرسید اگرچه همه در تیپ سازی موفق بودند بویژه ان چوپان عصبی و ان دختر توامان گل_ماهی فروش. واریته و موزیکال و سیرک بازی در کارت غوغا میکرد که برمیگردد به شخصیت پر انرژی و طناز خودت…صحنه سرشیر را از یاد نمیبرم و مانده ام که اینهمه چهره فتوژنیک را چگونه از بلاد دماوند گیر اوردی که به یاد هوای خوب ان منطقه و ان لبنیاتی معروف گیلاوند افتادم که خودم مدتها مشتری اش بودم…این بچه ها انرژی خوبشان را از طبیعت انجا اورده اند و تو هم اجرایی به یاد ماندنی تحویلمان دادی نازنین…مخلص کلام
              مهدی ارجمند

              • آرزو صراف رضائی ۲۰ / ۰۳ / ۱۳۹۹

                سلام و ارادت.
                من آرزو صراف رضائی نماینده گروه هستم و نظراتی را که بیرون از این فضا به دستم می رسد براتون به اشتراک می گذارم. ممنون که می خونید.

                نگاهی کلی به نمایشنامه ی:

                ” کله پوک ها ” اثر نیل سایمون؛ ترجمه ی شهرام زرگر

                قصه: در روستای کلینچیکُف، پسر جوان و کشاورزی عامی به نام “کازیمیر یوسه کویچ”، عاشق دختری به نام “سوفیا زابریتسکی” فرزند فهمیده ترین آدم روستا می شود. پدر تحصیلکرده ی دختر، به علت بیسوادی کازیمیر، دیدار آنها را ممنوع می کند. ۶ ماه بعد سوفیا با یک دانشجو ازدواج کرده و زمستان همان سال، کازیمیر، افسرده و پریشان، خودکشی میکند. پدر کازیمیر، “ولادیمیر”، که به دلیل توانایی در احضار نیروهای شیطانی، جن گیری و رمالی معروف بوده، تمام ساکنین روستا و هرکس که آنجا متولد می شود را نفرین می کند تا در جهل و “کله پوکی” قرار گیرد و قادر به درک مفاهیم و علوم نباشد.
                این نفرین تا زمانیکه دختری از خانواده ی “زابریتسکی ها” به عقد پسری از خانواده ی “یوسه کویچ ها” در نیامده، ادامه خواهد داشت. پس از ۲۰۰ سال، معلمی به نام “لیون تولچینسکی” به دعوت دکتر زابریتسکی به آنجا آمده تا دخترش سوفیا را آموزش دهد. معلم ۲۴ ساعت فرصت دارد تا موفق به اینکار شود؛ یا از روستا خارج گردد؛ وگرنه مانند بقیه، کله پوک خواهد شد. معلم که عاشق سوفیا شده، در مهلت مقرر نمی‌تواند وی را آموزش دهد؛ اما به دلیل عشق به سوفیا، نفرین کله پوکی به وی کارگر نمیافتد و با وانمود کردن به همرنگی با کله پوک ها، طی نقشه ی قبلی به سراغ آخرین بازمانده ی خاندان یوسه کویچ ها، به نام “گرگور” رفته و از او می‌خواهد تا وی را به عنوان فرزندخواندگی قبول کند، تا بتواند با سوفیا ازدواج کرده و نفرین روستا را باطل کند. گرگور که خواستگار سوفیا بوده، در روز عقد به نیت فرزندخواندگی معلم پی برده و آنرا انکار می کند. پستچی روستا نامه ای برای معلم آورده و وی، با قرائت دروغین آن در انظار عمومی اعلام می کند نام خانوادگی اش “یوسه کویچ” بوده و به دلیل ثروت عمویش، نام خانوادگی خود را به “تولچینسکی” تغییر داده و حال که عموی وی فوت کرده و برای وی بدهکاری گذاشته، فامیلی واقعی و حقیقی خود را همان “یوسه کویچ” اعلام می نماید؛ و ضمن ازدواج با سوفیا، جادوی “کله پوک ها” نیز باطل می گردد.

                متن از نوع ادبیات تمثیلی است و نفرین کله پوکی، در واقع حکایت خودفریبی یا جهالت خودخواسته ی مردم است. مردمی که چنان خود را سرگرم بی منطقی های روزمره کرده‌اند که قادر به درک کلمات و ترکیب آنها نیستند و همه چیز را در سیطره ی نفرین “یوسه کویچ” میدانند. شاید دوست دارند بدون فکر و اندیشیدن زندگی کنند. حتی عشق را نمیفهمند. چنین تفکری برخاسته از نظامهای اجتماعی هستند که فردیت و حقوق انسان در آن مطرح نیست. لذا این رفتار، واکنشی به وحشت تسلیم عزت نفس او به نیرویی جادویی، استحمارگر و ستمگر است که در اینجا همان نفرین بی فکری، جهل و “کله پوکی” می باشد.
                عدم اندیشه، در واقع نفرینی است که جوامع امروزی را بر گرفته و صرفا شامل طبقه ی خاصی نیست. یعنی علاوه بر چوپان، پستچی، قصاب و دستفروش که تجاهل میکنند، طبقات ظاهرا تحصیلکرده، مانند دکتر و قاضی هم بی عقلند یا تظاهر به آن دارند. داستان پردازی نفرین کله پوکی، همان به کوچه ی علی چپ زدن یا خود را به آن راه زدن آحاد مردم، برای توجیه ظلم و تبعیض حاکم بر آنهاست. وضعیتی تلخ و مضحک، حتی نسبت به پدیده های طبیعی، مانند باد، باران، رعد و برق، و تاویل غیر واقعی آن نسبت به عملکرد جوامع انسانی.
                باید گفت “نیل سایمون”، نمایشنامه ی کله پوک ها را به منظور واضح نشان دادن تحقیر تاریخی مردم، توسط القاعات فکری نوشته است. کسانی که با ترویج جهل و خرافات، فکر، اندیشه و شعور مردم را از کار انداخته، تا بر اقتدار و حاکمیت خود بیافزایند. غافل از اینکه نیروی “عشق” انسان ها را برانگیخته و بساط جهل و جادو را بر خواهد چید. زیرا حرکت رو به جلوی جوامع، غیر قابل بازگشت است و تحت تاثیر عبرت از دورانهای تاریخی (چوپان)، علم (دکتر زابریتسکی)، قانون (قاضی)، تجارت (دستفروش)، رسانه (پستچی)، سیاست (مادر سوفیا)، جادو، اسطوره و خرافات (نفرین کله پوکی توسط ولادیمیر یوسه کویچ)، خبر از رسیدن به دنیایی زیبا (سوفیا زابریتسکی)، توسط روشنگران (معلم لیون تولچینسکی) می دهد.

                محمدرضا خسرویان

                • کیهان خاک پور ۲۸ / ۰۳ / ۱۳۹۹

                  با سلام و عرض خدا قوت به همه ی دوستانی که برای این نمایش زحمت کشیدن
                  متن عالی و اجرای کم نقص تمامی اعضا، موجب شد که حسرت بخورم که چرا زمانی که میتونستم بصورت زنده این اجرا رو ببینم، ندیدم
                  امیدوارم دوباره کار بشه این اجرا در آینده

                  اما متاسفانه نقایصی هم بود که مربوط به نحوه ی ضبط صدای فیلم نمایش بود که خب اصلا ماهیت نمایش و زیباییش به دیدن اون سر صحنه هست. اگر صدا واضح تر بود خیلی بیشتر لذت میبردم

                  • Mohammadreza Jafari ۲۹ / ۰۳ / ۱۳۹۹

                    سلام
                    خوشحالم که توانستم این تئاتر زیبا را اینجا ببینم.
                    تصویر سازی های زیبا، هماهنگی خوب بازیگران با یکدیگر، متن زیبای نیل سایمون، موسیقی مناسب، کارگردانی عالی باعث جذابیت این اثر هنری شده است.

                    دیدگاهتان را بنویسید

                    x