«دیر اومدی قرارمون نیمساعت پیش بود» «باس حساب یکیو میرسیدم» «دوباره گردوخاک کردی؟» «تقصیر شماس با اون تزی که دادی» «موهاتم که تراشیدی؟!» « داری حرفو عوض میکنی خانوم دکتر؟» «نگفتی حساب کیو رسیدی؟»
«چرا منو کردی مسئول اون قارقارک؟» «منظورت جاروبرقیه؟» «قرارمون این نبود» «مامانتم میگفت همیشه با اختر دعوا میکردی سر جارو»
«مامانم غلط کرد»
«واسه فوبیایی که داری این برنامه رو گذاشتم» «من اونی که گفتی ندارم» «میخام دیگه نری تو دستشویی قایم بشی» «شاشم میگیره» «خوب میخوام همین استرستو کم کنم» « همین دیگه ، قد گاو نمیفهمین شما. روانشناسا» «پس مشکلی نداری؟» «با این که قد گاو نمفهمی؟» «وقتمون تمومه پس کارتو میکنی نتیجه اشو به من میگن»
«اگه بگم گوه خوردم معافم میکنی؟» «من ناراحت نشدم تو هم کارتو میکنی» «نکنم چی میشه؟» «تو دوتا راه داری یا مسئول بشی یا موقع جارو کردن قایم نشی ،در توالت هام قفل،کدومش؟» «نه باباا؟» «همین که گفتم» «شما خیلی … بیخیال خانوم دکتر » «وقتت تمومه دیگه» «چی تمومه خیر سرت تو باس کمک کنی مثلا» «دارم میکنم دیگه » «نمیکنی زور میگی» «چرا عصبانی شدی؟» «چون چرت میگی» «خوب تو حرف حساب بگو» «چی بگم بگم چرا شاشم میگیره بگم چرا تو مستراح بالا میارم بگم یاد دستاش می افتم میرفت زیر بلوزم بگم یاد التماسام می افتم
همش تقصیر اون اختر نکبته هزارتا کاربود زرتی میرفت سراغ اون» «چرا صداش اذیتت میکنه ساغر؟» «چون باصدای اون ،شروع میکرد تا صدای ناله هامو نشنون» «به مادرت گفتی؟» «گفت زر زیادی میزنم» «میخواستی از مادرت انتقام بگیری؟» «اینکه زدم تو شاهرگ پسرجونش؟ نه
چون همیشه مجبورم میکرد گردنشو….» «میدونی الان تو کماس ؟» «حداقل دستش به دختر دیگه نمیرسه» «نگرانش نیستی؟» «مامانش نگرانشه بسه » «اگه زنده نمونه چکار میکنی؟»
«مامان جونش بهم گفت رضایت نمیدم بمیری هرزه»
«ناراحت بوده به دل نگیر»
«حرفا میزنی خانوم دکتر من هر
دفعه زیر دستای اون عوضی میمردم از ،اعدام بترسم؟» « دیگه برای امروز کافیه» «انجامش بدم؟» «فکر کردم صداش اذیتت میکنه!» «دیگه نه ،دیگه چیزی اذیتم نمیکنه » #حمیده_آزاد۱۳

#دیالوگ نویسی#کارگاه_نویسندگی
#پنجشنبه_نارنجی

دیدگاهتان را بنویسید