زمانه امروز زمانه التقاط فکری، و سبک و شیوههای اجرایی در تئاتر و دیگر هنرهاست. مسعود رایگان هم با در دست گرفتن متن “قاتل بیرحم، هسه کارلسون” نوشته هنینگ مانکل سوئدی چنین منظوری را مدنظر داشته است. چراکه خود متن نیز دربرگیرنده التقاط فکری است که بیش از یک قرن بازتاب خود را در جامعه اروپایی پیش روی داشته است. از سه منظر معرفت شناسانه، جامعه نگرانه و روانکاوانه میتوان این نمایش را تحلیل کرد چراکه انسان از سه منظر شناختی مورد بررسی قرار گرفته است.
هسه کارلسون امروز قریب 40 سال دارد اما خود را در گذشته و نوجوانیاش جست و جو میکند. او به دوران نوجوانیاش میرود تا ماجراهای تلخ و شیرین زندگیاش را در صحنه روایت کند. پسری که تک فرزند یک زن و مرد فقیر است. مادر که قبلا در کشتی کار میکرده امروز در کافه کار میکند تا چرخ زندگی را بچرخاند و تمام انعامهای خود را جمع میکند به این امید که روزی به همراه پسر و همسرش از این شهر کوچک و خانه فکسنی دل بکنند و به شهر ساحلی و دیدن کشتیهای اقیانوسپیما بروند.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.